تبلیغات
فرشته زیبایی - مدرسه
تاریخ : پنجشنبه 30 مهر 1394 | 06:36 ب.ظ | نویسنده : دخترم آدلیا
سلام ابجی کوچولو
ببخشید که این روزها کم میام سراغ وبلاگت 
اینروزها مامانی خیلی سرش شلوغه هم شیطونیای تو و هم مدرسه و کارهای مدرسه ای داداشی باعث شده مامانی کمتر بیام وبلاگت رو بروز کنم ولی به هر حال روزها خیلی خوب دارن میگذرن و مامانی کنار شما دو فرشته واقعا عشق میکنم برا خودم از تو بامزه بازیات که هر چی بگم کم گفتم دایره لغاتت خیلی وسیع شدهمامانی.بابایی.دادا.ددر.بیا.اب.عمو.بریم....
راستی تا کوچکترین ضربه ای هم که بخوری یه آی آی راه میندازی که انگار جاییتو بریدن و جالبه تا من بوس نکنم خوب نمیشه
از مدرسه داداشی بگم که وقتی صبح از خواب بیدار میشی میبینی داداشی نیس دستم میگیری میبری طرف در که بریم دنبال امیر بعدش بایه دوقی اسم امیرو میگی که هر چی میگم داداشی انگار از لج منم که باشه با شدت تمام میگی امیــــــــــــــــــــــــر
از تکلیف انجام دادن داداشی که نگو که حتی تو اتاقشم بهش امان نمیدیو تا چند تا از مداد رنگیاشو نریختی چند تا خط خطی نکردی راضی نمیشی
ولی هر چی باشه داداشی کاریت نداره و میگه ابجی کوچولوم گناه داره بزار دست بزنه هر چقد که داداشی مهربونه تو بیشتر لوسی و لجبازو البته شیرینک مامانیخلاصه که روز به روز تو خانمتی میشی و داداشی یه اقای به تمام معنا منم عاشقتر .عاشق فرشته کوچولوهای زمینی خودم که زندگیروبرا منو بابایی  شیرینو شیرینتر میکنین 
این دو تا عکس رو از اولین روز مدرسه رفتن داداشی میزلرم که ببینی حتی اونجا هم ول کنش نبودی