تبلیغات
فرشته زیبایی - منو بابایی
تاریخ : جمعه 6 شهریور 1394 | 12:13 ب.ظ | نویسنده : دخترم آدلیا
پدر دستش رو گذاشت روی شونه دلبندش و ازش پرسید:
تو قویتری یا من؟!!!
دخترگفت: من!!!
پدر با کمی دلشکستگی دوباره پرسید:
تو قویتری یا من؟!!!
دخترش دوباره پاسخ داد: من!!!
پدر با دلی گرفته به یاد همه ی زحمت هایی که کشیده بود دستشو از شونه دخترش برداشت و رفت
چند قدم که از دختردور شده بود برگشت و دوباره ازش پرسید:
تو قویتری یا من؟!!!
دخترگفت: شما!!!
پدر گفت: تو که می گفتی از من قویتری ، پس چرا یهو نظرت عوض شد؟
دخترجواب داد: وقتی دستت روی شونه ام بود حس می کردم دنیا پشتمه
واسه همین قویترین بودم ...
آپلود عکس" alt="" />